Album Details

Singer
Alireza Ghorbani
Production Year
2015
Number of album tracks
12
poet
Parto Kermanshahi, Mohammad Ali Bahmani, Rumi
Composer
Sohrab Pournazeri
producer
Soroush

Treacks

1 Ghatrehaye Baran
0:30

ای قطره های باران با جوی ها بگویید
کان رهرو غم آلود زین ره گذر کجا رفت
ای جوی های آرام از رودها بپرسید
زین راه راز پیوند آن همسفر چرا رفت


ای رودهای سرکش کاشفته و سبک پوی
آغوش می گشایی دریای بیکران را
آنجا که بی نهایت در بیکران قنود است
از موج ها بجویید آن راز جاودان را


ای قطره‌های باران ای جویبار آرام
ای رودهای سرکش و‌ی بحر بی‌ کرانه
سرگشته و ملولم در دشت خاطر خویش
آیا شما ندارید زآن بی‌ نشان نشانه

2 Dar Zir-e Chatr-e Baran
0:30

روزی که با تو بودم در زیر چتر باران
گفتی خوش است بودن,گفتم کنار یاران

تا بیکران خویشم گامی دگر نمانده ست
آغوش مهر بگشا ای راز روزگاران

خسته ست شبرو ماه ای ابر همرهی کن
تا تر کند گلویی از جام چشمه ساران

ای شب چه میکشانی در خاک و خون شفق را
فردا دوباره آیند ,از راه نیزه داران

روز وداع یاران ما را امان ندادند
دردا که تا بگرییم چون ابر در بهاران

تا موج موج این بحر,ما نیز رهسپاریم
با جویها بگویید ای قطره های باران...

3 Ta Bikaran
0:30

تا بيکران خويشم گامي دگر نمانده است 

آغوش مهر بگشاي اي راز روزگاران

خسته است شبرو ماه ، اي ابر همرهي کن 

تا تر کند گلویي از جام چشمه ساران

اي شب چه مي‌کشاني در خاک و خون شفق را 

فردا دوباره آيند از راه نيزه داران

روز وداع ياران ما را امان ندادند 

دردا که تا بگرييم چون ابر در بهاران

روزي که با تو بودم ، در زير چتر باران 

گفتي خوش است بودن ، گفتم کنار ياران

4 Parto-e Baran
0:30

از خویش می گریزم در این دیار، باران
دلتنگ روزگارم بر من ببار، باران

بغض گلوی ما را باری تو ترجمان باش
ای بی شکیب باران ای بی قرار، باران

در هق هق شبانه ماند بعاشقی مست
نجوای ناودانها در رهگذار باران

از همرهان درین باغ با من چه مهربان بود
بیدی که گریه میکرد در جویبار باران

دلتنگ این دیارم ای غمگسار پرتو
در من ترانه سرکن با این بهار، باران

5 Taknavazi Setar
0:30
... به زودی
6 Avaz-e Baran
0:30

از خویش می گریزم در این دیار، باران
دلتنگ روزگارم بر من ببار، باران

بغض گلوی ما را باری تو ترجمان باش
ای بی شکیب باران ای بی قرار، باران

از همرهان درین باغ با من چه مهربان بود
بیدی که گریه میکرد در جویبار باران

وه زانکه دل بریدن از خویش و با تو بودن
تا روزهای پیچان تا آبشار، باران

7 Selsele-Daar
0:30

تا سر گیسوی تو شد
تا سر گیسوی تو شد، سلسله دار عاشقان
بوی عبیر میدهد، خاک و دیار عاشقان
چون به چمن گذر کنی، ای گل خوش نسیم من
چون به چمن گذر کنی، ای گل خوش نسیم من
جوش جوانه میزند، باغ و بهار عاشقان
نغمه جوی مولیان، چنگ و چگور لولیان
نغمه جوی مولیان، چنگ و چگور لولیان
وه که چه خوش تنیده در، پرده تار عاشقان
برجه و در فراز کن، رود و ترانه ساز کن
برجه و در فراز کن، رود و ترانه ساز کن
برجه و در فراز کن، رود و ترانه ساز کن
کان مه شوخ و مهربان، داده قرار عاشقان
داده قرار عاشقان
سوسن صد زبان منم
خامُش نکته دان منم
پیر منم جوان منم، جوان منم
خاک دیار، خاک دیار عاشقان

8 Jan-o Jahan
0:30

جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود

جرمی ندارم پیش از این کز در هوادارم تو را
اززعفران روی من رو می‌بگردانی چرا

هر که رخش چنین بود شاه غلام او شود
گر چه که بنده‌ای بود خاصه که در هوا بود

جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود

این دل پاره پاره را پیش خیال تو نهم
گر سخن وفا کند گویم کاین وفا بود

جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود

9 Naghsh-e Farsh-e Del
0:30

گفتم: «بِدَوم تا تو همه فاصله ها را»
تا زودتر از واقعه گویم گِله ها را

چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست
بس که گره زد به گره حوصله ها را

یک بار هم ای عشقِ من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پر زدن چلچله ها را

10 Asheghan
0:30

ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
دیوانه گردد عقل او آشفته گردد خوی او

در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود
آن کو چنین رنجور شد نایافت شد داروی او

معشوق را جویان شود دکان او ویران شود
بر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی او

بنگر یکی بر آسمان بر قلعه روحانیان
چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او

شد قلعه دارش عقل کل آن شاه بی‌طبل و دهل
بر قلعه آن کس بررود کو را نماند اوی او

بنگر یکی بر آسمان بر قلعه روحانیان
چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او

ای ماه رویش دیده‌ای خوبی از او دزدیده‌ای
ای شب تو زلفش دیده‌ای نی نی و نی یک موی او

داند دل هر پاک دل آواز دل ز آواز گل
غریدن شیر است این در صورت آهوی او

من چند گفتم های دل خاموش از این سودای دل
سودش ندارد های من چون بشنود دل هوی او

ای ماه رویش دیده‌ای خوبی از او دزدیده‌ای
ای شب تو زلفش دیده‌ای نی نی و نی یک موی او
 

11 Rameshgar
0:30

با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم

دل در بر من زنده برای غم تست
بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست
لطفی است که می‌کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست

باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم
هر پیمانی که بی‌تو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم

12 Ey Del
0:30

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من
ای دل نمی‌ترسی مگر از یار بی‌زنهار من

ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من
نشنیده‌ای شب تا سحر آن ناله‌های زار من

اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان
این بس نباشد خود تو را کآگه شوی از خار من

یادت نمی‌آید که او می کرد روزی گفت گو
می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من

چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او
گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من
 

Pictures